The Mummy
5.6 (میانگین رآی 69,849 نفر)
34 نمره منتقدین
8.3 امتیاز کاربران (47 رای)

The Mummy ( 2017 )

تاریخ انتشار :2017/06/09
داستان فیلم درباره‌ی یک شاهزاده‌ی باستانی هست که در دخمه‌ای در یک صحرای دور افتاده از خواب بیدار شده و قصدش نابودیِ بشریت می‌باشد...
The Mummy
  • توضیحات :

    توجه داشته باشید نسخه ای که به عنوان بلوری منتشر شده ، فیک می باشد و هیچ تفاوتی با نسخه WEB-DL ندارد.

    کیفیت: WEB-DL 1080p حجم : 1.6 گیگابایت رزولوشن: 1920x800 انکودر: NightMovie
    کیفیت: WEB-DL 720p حجم : 850 مگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: MkvCage
    • javadsamii
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      javadsamii
      شنبه, 14 مر 1396 ساعت 12:56
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • جلوه های ویژه :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      • حضور تام کروز
      • وجود جلوه های ویژه خیلی خوب
      نقاط ضعف
      • داستان بسیار ضعیف و از هم گسستنی
      • وجود شخصیت های مکمل غیر کارآمد
      • اتفاقات تکراری و کلیشه ای (صرفا وقت هدر دادن)
      فیلم دو روایت موازی در جهان اساطیر و امروز را به صورت متوالی و در هم تنیده در مورد چیرگی شیطان بر روح پرنس آمنت برای به دست گرفتن قدرت در دروه فراعنه و بازگشت دوباره پس از بیداری برای شکستن طلسم و حکمرانی بر زمین است. ساختار اثر مانند تمام فیلم فاجعه ها بر نابودی زمین توسط نیرویی برتر از قدرت انسان یعنی شیطان استوار است اما این نیرو در درون روح انسانی که روحش را به شیطان در ازای نامیرایی و حکمرانی بر بشر فروخته قرار داده شده؛ پرنس آمنت مانند دکتر فاوست روحش را به شیطان می دهد تا بر زمین حکمرانی کند و رویارویی او با دکتر جیکل که توانسته درمانی برای مستر هاید پیدا کند دو سوی این نبرد بزرگ است. الکس کرتزمن سعی کرده داستانی مستقل و متفاوت از مومیایی سال 1932 و 1999 داشته باشد، روایتی ترکیبی از مهاجمان صندوق گمشده و ماموریت غیرممکن که فقط در ابتدا یعنی زنده شدن یک مومیایی از درون جهان تاریک را از آثار قبلی حفظ کرده و بدون شخصیت پردازی و ایده خلاقی برای داستان جدید اثری پر ضد و خورد و سرشار از جلوه های ویژه که بیشتر لحظات آن در اختیار تام کروز است را روانه بازار کرده است. داستان از نظر ساختاری بر کلیشه های رایج نبرد خیر و شر استوار است و تمام شخصیت ها از همان ابتدا سمت و سوی آنها مشخص است. غیر از نیک مورتون که اندکی ظرافت های شخصیت پردازی در روایت دارد دیگر شخصیت ها فاقد هر گونه ظرافتی هستند. بی شک نسخه جدید مومیایی یک شکست برای سری جهان تاریک است که بدون روایت داستانی مشخص و فاقد هیجان و روایت های موازی لازم برای شخصیت های مختلف ساخته شده، این قسمت شروعی مرگبار برای این سری است و نتوانسته نه در گیشه و نه نظر منتقدان جلب کند؛ و شاید میخ محکمی باشد بر تابوت مومیایی و برای همیشه آن را زیر زمین نگه دارد.

      دنیای تاریک یه سری دنباله دار برای رقابت با دنباله دارهای کمپانی های دیگر است و برای همین دکتر جکیل در پایان می گوید «برای مبارزه با یک هیولا، هیولایی دیگر لازم است.» اینکه در قسمت بعدی چقدر داستان می تواند خلاق و بدیع باشد باید منتظر ماند. البته ورود شیطان به روح نیک که او را به تلفیقی از جیکل و هاید تبدیل می کند در صورت پرداخت مناسب می تواند مسیر جدید را برای خود طی کند اما تا اینجا اثر حتی با وجود تعقیب و گریزهای عاشقانه نیک و جنیفر و تعادلی که میان کمدی و زد و خوردهای فیلم ایجاد شده، در ناهماهنگی با کلیت داستان است. حضور دکتر جکیل که هیچ نقطه درخشانی در کارنامه بازیگری راسل کرو نیست و روایت مناسبی برای ورود این شخصیت به داستان نوشته نشده و فقط آن را برای قسمت دوم در روایت پرتاب کرده اند یکی از ضعف های دیگر اثر است.

      ترکیب سایه و تاریکی در بیشتر صحنه ها که برای ایجاد ترس و وحشت برای فضای فیلم در نظرگرفته شده هیچ تاثیری در حقیقی کردن جهان تاریک و ایجاد ترس و هیجان ندارد و در مقایسه با آثار مطرح سینمای جهان نیز جلوه های ویژه فیلم حرفی برای گفتن ندارد. مومیایی روایت منسجمی ندارد و عدک وجود روایت های فرعی لازم برای شخصیت های مختلف در فیلم و عدم شخصیت پردازی و ظرافت های لازم برای چند شخصیت اصلی، داستانی به هم ریخته و غیر مرتبط را روایت می کند که هیچ تاثیری بر ایجاد ترس و هیجان در مخاطب ندارد. داستان از الگوی کلاسیک نبرد خیر و شر پیروی می کند و در هر دو سوی این نبرد از الگویی تکراری استفاده می کند که هیچ نوآوری برای مخاطب این ژانر ندارد. نبرد میان انسان و شیطان با اینکه در اساس یکی از الگوهای سینمای کلاسیک ژانر وحشت است اما به دلیل نبود ایده ایی نو و در هم ریختگی روایت اصلی و عدم وجود و انسجام روایت های فرعی مومیایی را به اثری ناامید کننده برای شروع یک سری دنباله دار و یک عدم موفقیت در ژانر وحشت تبدیل کرده است.
      تنها برگ برنده فیلم را می توان حضور تام کروز در نقش اصلی فیلم عنوان کرد که بهرحال حتی اگر فیلمنامه اثر هم ضعیف باشد، بهترین انتخاب برای هدایت صحنه های اکشن می باشد. کروز مطابق معمول در تمام دقایق فیلم در حال فرار است و خانم مومیایی هم به زمین و زمان متوسل می شود تا بتواند بلایی بر سر او و مردم نازل نماید اما راه به جایی نمی برد. کروز که در سالهای اخیر به واقع به بازیگر نقش های اکشن مبدل گردیده و کمتر می توان او را در حالت سکون در سینما یافت، در « مومیایی » نیز بازی خوبی از خود به نمایش گذاشته است و به عنوان قهرمان داستان پذیرفتنی است؛ هرچند که شاید شوخی هایش خیلی هم در اینجا بامزه به نظر نرسند.
    • DarkPassenger
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      DarkPassenger
      سه شنبه, 06 تی‍ 1396 ساعت 21:59
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • جلوه های ویژه :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      نقاط ضعف
      هنگامی که در سال 1999، کمپانی یونیورسال مومیایی را بازسازی کرد، کاملا زیرکانه لحنی متفاوت با اثر اورجینال سال 1932 پیش گرفت و اتمسفر فیلم را از آن جو ترسناک اثر کلاسیک به یک ماجراجویی مهاجمان صندوقچه گمشده‌-وار تبدیل کرد. حال برای سومین بار، سازندگان این فیلم جهتی متفاوت را برگزیده‌اند. خواسته یا ناخواسته، این نسخه از مومیایی تداعی‌گر اثر پر سر و صدای سال 2004، یعنی ون هلسینگ است. مومیایی جدید با روایت غیرمنطقی و آش شله قلمکاری که ترتیب داده، ثابت کرده که بهتر است مومیایی برای همیشه در گور خود جای گیرد و دیگر روی پرده سینماها حضور نداشته باشد!

      واقعا داستانی در این فیلم نمی‌بینیم! یک نکته که ارزش بحث کردن داشته باشد. مومیایی مد نظر، «شاهدخت آمنت (سوفیا بوتلا، که گریمی سنگین همچون فیلم پیشتازان فضا: فراسو دارد)»، در فیلمی که درباره یک مومیایی است نقش مکمل را دارد! «تام کروز» فیلم را مال خود کرده. البته در اثری که «الکس کورتزمن»، دوست نزدیک «جی جی آبرامز» و از نویسندگان دو قسمت از مجموعه فیلم‌های تبدیل شوندگان، کارگردان آن باشد این مسئله دور از انتظار نیست. کروز انتخاب بسیار بدی برای این اثر بوده، البته این موضوع برای سازندگان مهم نیست؛ زیرا او ستاره سرشناسی است که حتی اگر کاراکتر نیک مورتون را همانند کاراکتر اتان هانت بازی کند ایرای ندارد. در واقع کاراکتر دیگری در فیلم نمی‌بینیم. فقط کروز هست و بس! (البته در این فیلم خبری از آن کاریزمای جهانی کروز هم نیست). مومیایی فیلم بی‌دلیلی است.

      البته مومیایی یک تاکتیک تغییر رویه و ورود به دنیایی جدید است. یکی از اهداف کمپانی یونیورسال از ساخت فیلم مومیایی، استارت زدن دنیایی جدید به منظور رقابت با دنیای سینمایی مارول و دنیای توسعه‌یافته دی‌سی است. یونیورسال تصمیم گرفته از دارایی‌های باارزش خود یعنی هیولاهای کلاسیک (فرانکشتاین، دراکولا، مرد گرگی، مومیایی و...) بهترین استفاده را داشته باشد. بنابراین در حرکتی عجیب، اقدام به ساخت دنیایی جدید به نام "دنیای تاریک" کرده است.

      البته مومیایی یک تاکتیک تغییر رویه و ورود به دنیایی جدید است. در واقع غیر از حضور یک جسد مومیایی دوباره زنده شده، ربطی به آثار سال 1932 یا 1999 ندارد. نسخه 2017 داستان کاملا جدیدی را مطرح می‌کند؛ یک شاهزاده خانم شرور، دوباره زنده شده تا خنجر کثیفش را در قربانی مد نظر خود، نیک فرو کند تا او را به دیار باقی روانه سازد. ظاهرا نیک عین خیالش هم نیست و همراه با یک خانم دانشمند زیبا به نام «جنی (آنابل والیس)» مدام از این سو به آن سو می‌گریزد تا شاهزاده خانم را تعقیب کند یا از دست او فرار کند. هدف او همانند فیلمنامه گنگ و مبهم است ولی در نهایت درمی‌یابد که بهترین کار، در هم شکستن سنگ جواهر روی قبضه‌ی خنجر می‌باشد. در همین حال، سر و کله‌ی «راسل کرو» در نقش دکتر جکیل/آقای هاید پیدا می‌شود چون ظاهرا یک هیولا برای فیلمی چون مومیایی کفایت نمی‌کند.

      مومیایی مفتخر به شروع این دنیای شاید ابلهانه شده، و نتیجه کار بیشتر شبیه سر هم کردن تعدادی تصویر است تا تعریف قصه‌ای که حداقل یک نفر در این کره‌ی خاکی مشتاق به شنیدن آن باشد! شاید کیفیت تصاویر CGI در نگاه اول بدک نباشد، ولی شایسته یک اثر پرهزینه تابستانی نیست.

      یکی از اهداف کمپانی یونیورسال از ساخت فیلم مومیایی، استارت زدن دنیایی جدید به منظور رقابت با دنیای سینمایی مارول و دنیای توسعه‌یافته دی‌سی است. یونیورسال تصمیم گرفته از دارایی‌های باارزش خود یعنی هیولاهای کلاسیک (فرانکشتاین، دراکولا، مرد گرگی، مومیایی و...) بهترین استفاده را داشته باشد. بنابراین در حرکتی عجیب، اقدام به ساخت دنیایی جدید به نام "دنیای تاریک" کرده است. مومیایی مفتخر به شروع این دنیای شاید ابلهانه شده، و نتیجه کار بیشتر شبیه سر هم کردن تعدادی تصویر است تا تعریف قصه‌ای که حداقل یک نفر در این کره‌ی خاکی مشتاق به شنیدن آن باشد. واقعا چیزی در این فیلم با عقل جور در نمی‌آید و در مواردی که حتی با نقض کردن خود سعی در جبران این نقص دارد، کار را خراب‌تر کرده است.


      احتمالا دستمزد تام کروز برای این فیلم آن‌قدر زیاد بوده که چیزی برای جلوه‌های ویژه باقی نگذاشته، زیرا حتی نسخه سال 1999 با بازی «برندون فریزر» جلوه‌های تصویری بهتری نسبت به این فیلم دارد. شاید کیفیت تصاویر CGI در نگاه اول بدک نباشد، ولی شایسته یک اثر پرهزینه تابستانی نیست. صحنه سقوط هواپیمای بزرگ در اوایل فیلم، اگرچه کمی طولانی به نظر می‌رسد ولی از نکات مثبت آن محسوب می‌شود. هرچیزی که پس از این صحنه اتفاق می‌افتد، از عقل و منطق به دور است. صحنه‌های مبارزه با مرده‌های متحرک (نه فقط مومیایی، زیرا فقط یکی از آن‌ها در فیلم حضور دارد) تداعی گر آثاری چون سه کله‌پوک و ارتش تاریکی است، و بیننده آرزو می‌کند کاش به جای تام کروز، «بروس کمپل» در فیلم بازی می‌کرد.

      مومیایی با مشکلاتی مشابه با فیلم ون هلسینگ دست و پنجه نرم می‌کند: فیلمنامه بد، کارگردانی سبکسرانه و بازی‌های اغراق‌آمیز. حضور بی‌هدف کاراکتری چون دکتر جکیل، حتی از به زور گنجاندن زن شگفت‌انگیز در فیلم بتمن علیه سوپرمن نیز بی‌دلیل‌تر بود! با همین یک فیلم، می‎‌توان دنیای تاریک مدنظر کمپانی یونیورسال را سیاه‌چاله‌ی خلاقیت و هوشمندی عنوان کرد.

      و اما مقایسه با ون هلسینگ. منصفانه بگویم، که مومیایی خیلی بهتر از فیلم افتضاح و بی‌ارزش ون هلسینگ اثر سال 2004 کمپانی یونیورسال است؛ فیلمی که قرار بود آغازی برای تدارک یک دنیای جدید از این کمپانی باشد ولی به قدری بد بود که این ایده را در نطفه خفه کرد. البته مومیایی نیز با مشکلاتی مشابه دست و پنجه نرم می‌کند: فیلمنامه بد، کارگردانی سبکسرانه و بازی‌های اغراق‌آمیز. حضور بی‌هدف کاراکتری چون دکتر جکیل، حتی از به زور گنجاندن زن شگفت‌انگیز در فیلم بتمن علیه سوپرمن نیز بی‌دلیل‌تر بود!

      مومیایی تمام نمی‌شود. این یک وقفه کوتاه است. هدف فیلم، وجود دنباله‌های بیشتری است. فارغ از تمام نکاتی که در مورد 100 دقیقه‌ی فیلم گفتیم، سکانس پایانی با هیچ منطقی جور در نمی‌آید. البته چه کسی اهمیت می‌دهد. این روش برای آماده کردن مخاطب برای چیزهایی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد کافیست. با همین یک فیلم، می‎‌توان دنیای تاریک مدنظر کمپانی یونیورسال را سیاه‌چاله‌ی خلاقیت و هوشمندی عنوان کرد.

      منبع: نقد فارسی

عناوین مشابه

The Mummy: Tomb of the Dragon Emperor (2008)
5.2
چين، سال 1946. «ريک اوکانل» (فريزر) و «ايولين» (بلو) پسر جواني به نام «الکس» (فورد) دارند که مقبره ي «امپراطور هان» (لي) و ارتش ده هزار نفري او را کشف مي کند. خيلي زود «هان» به زندگي باز مي گردد و حالا پدر باستان شناس جاسوس «الکس» به کمک او مي آيد تا جلوي دستيابي امپراطور شيطان صفت به جاودانگي را بگيرند.